کلیک کنید

جهت سفارش تبلیغات

انجمن های استودیو آریا فارس
تبلیغات شما در اینجاست

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

  • استفاده از فايل هاي پيوست به صورت نامحدود
  • بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
  • دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت
  • شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه
  • ورود به حساب کاربري


    موارد ديگر را ببين


    بازيابي اطلاعات کاربري شما از طريق دکمه هاي زير قابل انجام خواهد بود

    نام نويسي فراموشي گذرواژه فراموشي گذرنامه

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 10 از 16

    1. Top | #1

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست

      آموزش عکاسی از صفر تا صد

      با سلام به دوستان گرامی.
      در این تاپیک لطفا چیزی ننویسید و تاپیک دیگری درباره سوالات و اینها در آینده اگر خوب بازدید بشه ایجاد میشه
      بنده قصد دارم مطالب آموزش عکاسی به صورت تئوری را از کتاب ها و ... منابع مختلف برای شما جمع آوری کنم و در این تاپیک بگذارم.
      ویرایش توسط ath : 20.07.2017 در ساعت 01:59

    2. Top | #2

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      درک عکس
      وظیفه عکاسی این است که آدمی را برای آدمی و هر انسان را برای خویشتن تفسیر کند و این پیچیده ترین کاری است که در جهان وجود دارد."ادوارد جین استایکن"
      لذت عکاسی به جهت باز تولید موقعیت های زندگی انسان ، هنگامی ما را به وجد می آورد که با هر بار دیدن و تعمق در آن ، نکات تازه ای را کشف کنیم.تصاویر با ما سخن می گویند و ما با همه ادراک ذهنی امان به اطراف خود بیشتر دقیق می شویم.
      عکس ها همیشه حرفی برای گفتن دارند و بدون هیچ واسطه ای چیزی را حکایت می کنند، چگونگی تعبیر و برداشت حرف اصلی یا پیام هر یک از عکسها به مخاطب بستگی دارد که با چه انگیزه ای از عکس ها استفاده می کند؟دارای چه میزان سواد بصری است؟ارتباط احساسی شخصی او با این آثار چیست؟ و در نهایت از دیدگاه هنر چه برداشتی از آن دارد؟
      جدا از تصاویری با مضامین اجتماعی که راحت و مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار می کنند، عکس هایی نیز هستند که رازهایی رادر خود نهفته دارند و عدم آگاهی از عناصر اولیه زیبایی شناسی و تجربی یدن، فاصله زیادی بین اثر و مخاطب ایجاد می کند، که در این راه مطالعه و مکاشفه و همچنین دیدن عمیق تر کمک می کند و زوایای پنهان آثار آشکار شده و نظریه های متفاوتی ارائه می شود.
      یک عکاس باید قوه درک بالای داشته باشد تا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن که کسری از ثانیه است، لحضات مناسبی از زمان را منجمد سازد.
      در زندگی روزمره ما بعضی از موضوعات بی اهمیت کمتر به چشم می آید، ولی چنانچه در نوع انتقال آن که از صافی ذهن هنرمند عکاس عبور نموده در ساختاری منسجم و دقیق از ترکیب فرم ها و عناصر زیبایی شناسی اهتمام شود، آن را از یک انتقال ساده تصویری به اثری گویا ، ماندگار و هنری تبدیل می کند.

    3. Top | #3

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      آتلیه های خیابانی کابل
      740d919d0ee206df697e78f3259db112.jpg
      پس از فروپاشی حکومت طالبان و آزادی دوباره عکاسی در افغانستان نیاز مردم به عکس های فوری برای پاسپورت و دیگر مدارک اداری چند برابر شد.بدین ترتیب، عکاسان کابل که در زمان طالبان مشاغل دیگری داشتند دوباره به کار پیشین خود بازگشتند.از آن زمان نه تنها تعداد دوربین های جعبه ای عکس فوری در چهارراه نیز دوباره فعال شد،بلکه آتلیه (لابراتوار) های عکاسی در خیابانهای حاشیه این چهارراه نیز دوباره فعال شدند.اگرچه امروزه دوربین های دیجیتالی جایگزین دوربین های عکاسی فیلم دار شده اند،"عکس فوری خیابانی" به دلیل ارزانی همچنان بین مردم افغانستان محبوب تر است.
      عکاسان خیابانی افغانستان با ساده ترین امکانات و بهره وری از طبیعت و بدون محسابات پیچیده، قادر به تهیه 6 تا 12 عکس در پنج دقیقه هستند.
      تکنیک دوربین عکاسان خیابانی کابل بر خلاف دوربین های دیجیتالی اتوماتیک مدرت به تکنیک اولین دوربینهای ساخته شده در قرن 19 شباهت دارد و کار کردن با آن نیازمند دانش و مهارت در عکاسی است.
      تکنولوژی خانگی شده
      در اواسط قرن 19 میلادی ، لوئی ژاک ماند داکر با استفاده از جعبخ سیاه یا تاریکخانه "camera obscure" موفق شد تصویری را روی یک صفحه مسی که لایه ای از نقره داشت، ثبت کند.بدین ترتیب اولین دوربین عکاسی در فرانسه اختراع شد.نوع تکمیل شده این دوربین بعدها به دوربین عکس فوری مشهور گردید.علیرغم پیشرفت های تکنولوژیک و جایگزین شدن دوربین های دیجیتالی در سالهای اخیر، استفاده از دوربین های جعبه ای عکس فوری همچنان در برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی رواج دارد.
      این آتلیه های خیابانی از یک صندلی و یک دوربین جعبه ای بزرگ با لنز ثابت تشکیل می شوند.عکس ها بدون استفاده از فیلم و مستقیماروی کاغذ Positive فورا در همان جعبه دوربین عکاسی که بعنوان تاریکخانه استفاده می شود، ظاهر می شوند.نور قرمز لازم توسط سوراخ کوچکی که با طلق قرمز پویشده شده, تامین می شود.پس از ظاهر شدن عکس اول، عکس های دیگر به تعداد مورد نظر از روی آن تهیه و با همان روش ظاهر، شسته و در نور آفتاب خشک می شوند.بدین ترتیب همه عکس ها مشابه هم در می آیند.
      آرامش ، ابزاری لازم در عکاسی تبلیغاتی
      ماهیت عکاسی تبلیغاتی و صنعتی به گونه ای است که عکاس برای انجام خلاقانه چه در استودیو و چه خارج از استودیو نیاز به آرامش فکری و فراقت ذهنی دارد.اگر استرسها و افکار منفی ناشی از زندگی در شهرهای بزرگ که گریبانگیر همه مردم از جمله عکاسان تبلیغاتی است در زمان عکاسی نادیده گرفته شود می توان در استودیو با اندکی مدیریت،فضای آرام و قابل قبول را برای کار فراهم آورد.
      به عقیده من بهتر است عکاس در همان ساعت اول ورود به لوکیشن، شرایط موجود را دقیقا بررسی نماید به این صورت که اگر وارد کارخانه، شرکت یا محلی شد که نظم شدید و منسجمی در آن حاکم بود و حفظ این نظم در آنجا امر حیاتی بود بهتر است خود نیز در این نظم حل شود و با صرف حوصله کافی، ریتم حرکت خود را با نبض موجود در آن محیط هماهنگ کند.
      در این صورت میتواند با آرامش قابل قبولی عکاسی کند وکار خود را به انتها برساند.اما اگر عکاسی وارد فضایی شد و احساس کرد عدم حفظ نظم آن فضا در کوتاه مدت صدمه ای به کارفرما نمی زند بهتر است خود به عنوان بزرگترین عامل بی نظمی محیط، کار عکاسی را محور همه امور قرار دهد و از دیگران بخواهد که خود را با نظم و مقررات عکاس تطبیق دهند.من فکر می کنم که وی به این ترتیب می تواند بستر مناسبی را برای حلول ظرافت های فکری و حسی خود محیا نماید.

    4. Top | #4

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      آشنایی با ISO و حساسیت بالاعکاسی با ISO بالا به شما کمک می کند در نور کم تا حد ممکن از تار شدن تصویر جلوگیری کنید.این خاصیت معمولا به شما اجازه می دهد بدون فلاش عکس هایی بگیرید که طبیعی تر به نظر می رسند.
      اگرچه دوربین های دیجیتالی معمولی که سنسورهای کوچکی دارند با افزایش ISO از 100 کیفیت تصویر هم افت می کند.حقیقت این است که هرچه ISO بیشتر باشد نویز تصویر هم بیشتر است.
      همانطور که ذکر شد با چند استثنا فقط دوربین های "Digital Single Reflex DSR" با ISO بالا می توانند عکس های واضحی بگیرند.
      · بهینه سازی سنسورها
      کارخانه سازنده در حال انجام بهینه سازی هایی بر روی سنسورها هستند.یکی از این کمپانی ها Fojifilm است که با تولید سنسورهای Super CCD به موفقیت هایی در این زمینه دست پیدا کرده است.
      البته همه دوربینهای ساخت کمپانی Fojifilm دارای این تکنولوژی نیستند.سنسورهای Super CCD نور بیشتری را با نویز الکتریکی کمتر می بینند.به طوریکه عکس های با ISO 400 شفافتر می شوند و حتی عکس هایی با ISO 800 با این دوربین ها گرفته شده اند قابل قبول و قابل استفاده هستند. و عکس هایی که ISO 1600 گرفته شده اند دارای نویز هستند و جزئیات کمی از تصویر از بین می رود.
      · مشکلات استفاده از مود حساسیت بالا
      بعضی از دوربین های یک مود برای حساسیت بالا دارند که در نور کم فعال می شود.این مود یا وضعیت با توجه به نور به طور اتومات ISO بالاتر را انتخاب می کنند.
      در بعضی از دوربین های دیجیتال زمانیکه ISO بالا را انتخاب می کنید به طور اتومات رزولوشن عکس را کاهش می دهد.مثلا اگر دوربین شما 6 مگاپیکسل باشد با ISO بالا ممکن است رزولوشن عکس 3 مگاپیکسل شود.
      · کاهش نویز و ISO بالا
      دوربین های دیجیتال برای اصلاح نویز از یک نرم افزار کاهش نویز استفاده می کنند.ولی این خاصیت می تواند کمی تصویر را تار کند.به این ترتیب شما جزئیات ریز عکس را از دست می دهید و لکه های رنگی در تصویر شما ظاهر می شود.هرچه ISO را بالاتر ببرید سیستم کاهش نویز فعالتر می شود ودر نتیجه لکه های بیشتر و جزئیات کمتر در عکس خواهد داشت.

    5. Top | #5

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      کیفیت تصویر دوربین های دیجیتال
      کیفیت تصویر یک دوربین دیجیتال به عامل مختلفی از جمله کیفیت اپتیکی لنز و تراشه گرفتن تصویر، الگوریتم های فشرده سازی و سایر قطعات موجود در دوربین بستگی دارد.هرچند مهمترین عامل تعیین کننده کیفیت تصویر وضوح آن است.هرچه تعداد پیکسل های آن بیشتر باشد، وضوح بیشتری دارد بنابر جزئیات بیشتری را می تواند در تصویر ثبت نماید.
      در سال 1997 وضوح دوربین های دیجیتال معمولی در حدود 460*480 پیکسل بود.یک ساب بعد روشهای ساخت بهبود یافت و تکنولوژی در عین ناباوری، دوربین های مگاپیکسلی با وضوح 1024*768 یا حتی 1536*1024 را با همان قیمت عرضه نمود.
      در اوایل 1999 وضوح دوربینها به 1536*1024 و تا اواسط سال به 1800*1200 رسید.یک سال بد پیشرفت بی امان مگاپیکسل ها قلعه 3 مگاپیکسل را تسخیر کرد و به وضوح 3.34 مگاپیکسل که قادر به گرفتن عکسی با وضوح 2048*1536 پیکسل بود، رسید.اولین مدل مصرفی دوربین های 4 مگاپیکسلی در میانه سال 2001 با وضوح تصویر 2240*1680 پیکسل پدیدار شد.
      در این سطح از وضوح دیگر تعداد پیکسل ها به عنوان مهمترین مساله در تعیین کیفیت مطرح نیست و مساله ی که اهمیت بالاتری می یابد کیفیت تصاویر است، یعنی اطلاعات جمع آوری شده توسط CCD با چه دقت و کیفیتی به ADC انتقال می یابد.
      کیفیت پروسه مدیریت رنگ CCD ها دیگر عامل مهم در کیفیت بوده و یکی از دلایل اولیه تفاوت در تصویر خروجی دوربین های مختلف با CCDهای یکسان از لحاظ تعداد پیکسل است.این پروسه نباید تحت تاثیر روش میان یابی که تولید کنندگان برای تولید فایل Bitmap با وضوح بیشتر از وضوح اپتیکال بکار میبرند، قرار بگیرد.
      این روش که به آن Resampling می گویند با استفاده از اطلاعاتی که از قبل موجود است پیکسل ها را زیاد می کنند و گرچه وضوه موثر را افزایش می دهند، این کار منجر به کم شدن دقت "Sharpness" و کنتراست تصویر می شود.
      این روش با کمی کردن پیکسل ها و کیفی کردن آنها بر اساس ویژگی هایی که دارا می باشند انجام می شود،از نرم افزاری با تکنیک های بزرگ کردن تصویر که نتیجه بهتری از میان یابی مرسوم به دست می دهد، استفاده می کنند.در این روش، پیکسلهای کپی و paste شده،بر اساس جایی که نرم افزار بزرگ کردن تصویر تشخیص می دهد که باید خط، شکل، طرح pattern و یا کانتور خاصی را برای ایجاد تصویر بزرگتر ایجاد نمایند، تغییر می کنند.

      مقدمه ای بر معرفی مفاهیم فنی لنزها

      بر روی هر لنز عکاسی یک سری مشخصات برای معرفی لنز حک شده است.مهمترین آنها راه به سادگی در رینگ جلوی هر لنزی خواهید یافت.
      بارزترین عدد دیافراگم می باشد که به شکل های مختلف نوشته میشود، به طور مثال : "f1.4D" یا "D1:1.4".
      عدد دیافراگم برابر است با فاصله کانونی تقسیم بر دهانه مفید لنز، به کمک این فرمول می توانیم دو نکته را شرح دهیم:
      اول اینکه : این فرمول نشان میدهد که عدد دیافراگم رابطه معکوس با دهان مفید لنز (که با دیافراگم کنترل می شود) دارد.در نتیجه کوچکتر بودن این عدد، نشان دهنده دیافراگم بازتر است.پس هرچه "بازترین عدد دیافراگم" لنز کوچکتر باشد نشان میدهد که لنز می تواند مقدار بیشتری نور را از خود در بازترین حالت لنز عبور دهد.
      در نتیجه عکاس می تواند با سرعت بالاتر فیلم یا سنسور را در معرض نور قرار دهد.به همین جهت هرچه این عدد کوچکتر باشد اصطلاحا می گویند لنز سریعتر است.

    6. Top | #6

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      اجزاء تشکیل دهنده دوربین عکاسی
      بدنه
      : بدنه اصلی دوربین است که اجزاء دیگر به آن متصل می شوند.
      لنز : از اجزاء اصلی یک دوربین بوده که معمولا شامل یک یا چند عدسی با سطح مقطع دایره ای است.البته دوربین های عکاسی بدون لنز نیز مانند Pin Hole Camera مورد استفاده قرار می گیرد.
      صفحه حساس به نور : صفحه ای که تصویر سوژه روی آن تشکیل می شود و معمولا در نقاط انتهایی بدنه و در کانون لنز قرار می گیرد.در عکاسی آنالوگ، فیلم عکاسی و در دیجیتال، سنسور "CMOS یا CCS" نقش این صفحه را ایفا می کند.دوربین های معمولی از دسته دوربین های قطع کوچک هستند.
      عقبه یا BACK : در بعضی از دوربین ها مانند برخی از دوربین های قطع متوسط یا قطع بزرگ، صفحه حساس در بخشی مجزا از بدنه دوربین قرار می گیرد که عقبه نامیده شده و امکانات ویژه ای را در اختیار عکاس قرار می دهد.
      منظره یاب : به بخشی از دوربین اطلاق می شود که عکاس می تواند منظره ای را که توسط لنز به سمت آن نشانه رفته، در آن ببیند.منظره یاب در اکثر اوقات جهت انتخاب کادر دلخواه و واضح سازی به کار می رود.در برخی از دوربین ها، به علت مشکلات تکنیکی، تصویر در منظره یاب کاملا منطبق بر تصویر ثبت شده روی عکس نیست.
      علت اینکه منظره یاب به صورت مجزا مطرح شد این است که در برخی از دوربین ها، منظره یاب جزئی مجزا از بدنه دوربین بوده و قابل تعویض است.

    7. Top | #7

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      نویز در عکاسی

      نویز، عبارت است ز اغتشاشاتی که در تصویر دیجیتال به وجود می آید.نویز ناشی از عوامل متفاوتی از جمله نور کم، زمان نوردهی بالا، ویژگی های فنی سنسور، حساست و... .در عکاسی دیجیتال هرچه ISO بالاتر رود، تصویر نویز بیشتری پیدا می کند.این اغتشاش به دو صورت عمده در عکس نمایان می شود.یکی نویز رنگی است که باعث ایجاد نقاط رنگی غیر طبیعی در تصویر می شود و دیگری، نویز نوری که بصورت نقاط روشن و تیره در سطح تصویر دیده می شوند.

      نورسنجی

      نور به عنوان اصلی ترین مولفه ای که دیدن را میسر می کند، در ثبت تصویر نیز نقش اساسی دارد.فارغ از هر نوع و گرایشی در عکاسی، شاید بتوان نور را اولیه ترین عامل قابل توجه در عکاسی دانست.
      نور، مقوله ایست که در رشته های مرتبط با عکاسی، زمان بسیار زیادی را به خود اختصاص می دهد و استفاده مناسب از آن، دانش و تجربه زیادی را طلب می کند.بسیاری از اصول و مقدمات علمی و هنری عکاسی بر پایه درک مناسب و تسلط بر کیفیت ها و شرایط نوری بنا شده و این مهم حاصل نخواهد شد، مگر با کسب دانش، تفکر و تجربه مداوم در این زمینه.
      اهمیت نور در عکاسی تا جایی است که بسیاری از بزرگان عکاسی، پس از سال ها تجربه و خلق آثار متعدد، با تاکید بر نقش نور سعی در گسترش درک و دانش خود در این زمینه را دارند.همچنین، نور به تنهایی، موضوع اصلی بسیاری از عکس های ارزشمند بوده است.
      شناخت کافی از نور حتی در مقدماتی ترین مراحل عکاسی امری ضروری و حیاتی است.عدم آگاهی از نقش نور و نحوه واکنش وسایل عکاسی به آن، در بسیاری از مواقع باعث ایجاد تاثیرات ناخواسته در عکس می شود و در نهایت باعث خواهد شد که نتوان تصویر دلخواه را ثبت کرد.
      عدم کسب نتیجه دلخواه، چه از جنبه فنی و چه از جنبه هنری، منحصیر به افراد غیر حرفه ای نبوده و حتی عکاسان با تجربه و حرفه ای هم کما بیش با این مشکل دست در گریبان بوده و یقینا نور یکی از عوامل اصلی است.
      نور به تنهایی شامل ویژگی هایی است که در خلق تصویر نقش تعیین کننده ای ایفا می کند.ویژگی هایی که در عکاسی با واژه هایی چون رنگ نور،تیزی و نرمی، زاویه نور و شدت نور (میزان نور ورودی) عنوان می شود.


      سرعت شاتر

      در دوربین، میزان نوری که نگاتیو می رسد با دو عامل کنترل می شود؛ یکی از این عوامل مدت زمانی است که نور از سوژه به صفحه حساس می تابد.هرچه این مدت زمان بیشتر باشد،طبیعتا میزان نوری که صفحه حساس می تابد نیز بیشتر خواهد بود.این مدت زمان با دریچه ای به نام شاتر (Shutter) تنظیم می شود.
      اگرچه شاترها اشکال مختلفی دارند (مرکزی، تیغه ای، پرده ای و..) اما جهت تنظیم مدت زمان ورود نور به دوربین، کاربرد مشابهی دارند.شاتر مرکزی یا پرده ای در لنز قرار دارد و شاتر پرده ای (افقی، عمودی، پارچه، تیغه ای) در دوربین قرار دارد.باید توجه داشت که در حالت عادی، هر دوربین فقط به یک شاتر مجهز است.
      گاهی به علت کمبود نور روی موضوع مجبور می شویم از سرعت های پایین استفاده کنیم به این معنی دریچه شاتر به مدت طولانی باز می ماند.طولانی شدن زمان نوردهی، احتمال مات شدن عکس را به علت حرکت دوربین یا حرکت خود سوژه بالا می برد.بنابراین توصیه می شود در سرعت های خاصی عکاس از سه پایه استفاده کند یا سوژه بی حرکت باشد تا عکس به این علت مات نشود.
      واژه های انگلیسی رایج که بیانگر سرعت شاتر هستند عبارتند از :Shutter Speed و Time Value یا TV
      اعداد سرعت کنارشان یک علامتی شبیه به " یا ' دارند.
      اعدادی که هیچ نشانه ای به همراه ندارند نمایشگری کسری از ثانیه هستند؛مثلا سرعت 15 یعنی زمان نوردهی برابر یک پانزدهم ثانیه و سرعت 1000 یعنی زمانی برابر یک هزارم ثانیه.


      دیافراگم

      دیافراگم دریچه ای است که معمولا روی لنز تعبیه شده و میزان گشادگی آن با میزان نور ورودی به دوربین ارتباط مستقیم دار.هرچه دریچه دیافراگم تنگ تر باشد، حجم نور ورودی نیز کمتر خواهد بود.اعداد رایج در دیافراگم عبارتند از : 1،4 و 2 و 2،8 و4 و 5،6 و...
      همانطور که مشاهده می شود، اعداد یکی در میان،دو برابر می شوند. با بالابردن هر استاپ دیافراگم، نور ورودی نصف می شود یعنی هر چه عدد دیافراگم بالاتر، دریچه آن تنگ تر خواهد بود.لذا در اعداد فوق 1،4 بیشترین گشادگی را داراست.
      هر استاپ در سرعت شاتر یا دیافراگم، میزان نور ورودی را دو برابر یا نصف می کند.البته با ظهور تکنولوژی دیجیتال، اعداد میان استاپ مانند نیم استاپ و یک سوم استاپ نیز بین استاپ ها قرار گرفت.
      بهترین کیفیت اپتیکی لنز ، در اعداد میانی دیافراگم حاصل می شود و نه در پایین ترین یا بالاترین عدد دیافراگم.
      معمولا برای نشان دادن دیافراگم از حرف لاتین f استفاده می شود.


      نورسنجی خودکار (انواع نورسنجی)

      تقریبا تمامی دوربین های امروزه اعم از آنالوگ و دیجیتال، دارای سیستم نورسنجی خودکار هستند. در این سیستم دوربین با نورسنجی برخی از تصویر و محاسیه میانگین در برخی از موارد، به صورت اتوماتیک سرعت، دیافراگم، ISO و یا هر سه آنها را تنظیم می کند.این سیستم در همه مواقع کارآمد نخواهد بود.
      کما انیکه بارها در عکاس هایی که نورسنجی اتوماتیک مورد استفاده قرار می گیرد، روشنی یا تاریکی بیش از حد بخشی از عکس به آن لطمه می زند.استفاده آگانه از این سیستم، نتیجه عکاسی را تا حدی زیادی بهبود می بخشد و برای این مقصود باید ابتدا با نحوه عملکرد این سیستم آشنا شد.
      سه وضعیت بسیار رایج در نورسنجی خودکار وجود دارد :
      *وضعیت تمام خودکار (Auto) که دوربین خود به تنظیم سرعت، دیافراگم و در بعضی موارد ISO می پردازد.
      *وضعیت "تقدم سرعت شاتر" که معمولا با TV یا Time Value نشان داده می شود.در این وضعیت، عکاس سرعت مورد نظر را تعیین کرده و دوربین به طور خودکار، دیگر متغیرها (دیافراگم و ISO) را تنظیم می کند.
      *وضعیت "تقدم دیافراگم" که معمولا با AV یا Aperture Value نشان داده می شود.در این وضعیت، عکاس، دیافراگم مورد نظر را تنظیم کرده و دوربین به طور خودکار دیگر متغیرها را تنظیم می کند.
      البته باید توجه داشت که وضعیت های اتوماتیک دیگری هم توسط سازندگان طراحی می شود اما اساس کار آنها، همان تنظیم خودکار متغیرهای سرعت،دیافراگم و ISO بر اساس نتیجه نورسنج داخلی دوربین است.

    8. Top | #8

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      معمولا اگر کلید شاتر را تا نیمه فشار دهیم، عمل نورسنجی توسط نورسنج داخلی دوربین انجام می گیرد.همان طور که اشاره شد، در این سیستم، نورسنج با خوانش برخی از نقاط تصویر، تنظیمات مناسب را به عکاس نشان می دهد و می تواند به طور خودکار به تنظیم سرعت، دیافراگم و حساسیت بپردازد.اما عامل تعیین کننده در این تنظیمات، نحوه خوانش نور می باشد.در این زمینه چهار روش اصلی در خوانش نور (انواع نورسنجی) ممکن است در دوربین وجود داشته باشد.

      نورسنجی میانگین، متوسط "Center Weighted-Average Metering"

      در این نوع نورسنجی دوربین نقاط مختلفی را در کل سطح تصویر نورسنجی می کند و میانگین آن را مبنای عمل قرار می دهد.البته معمولا تراکم نقاط مورد محاسبه در مرکز کادر بیشتر است.تعداد این نقاط بستگی به دوربین دارد.این نوع نورسنجی زمانی کاربرد دارد که نور در تمام تصویر تقریبا یکسان باشد و اختلاف شدید میزان نور در تصویر وجود نداشته باشد.

      نورسنجی ماتریسی "Matrix ,Pattern , Evaluative"

      جدیترین نوع نورسنجی است که از طریق پردازش های دیجیتالی با الگوریتم های متفاوت، توسط کمپانی پیرو ارائه شده است.در این روش تصویر به بخش های متفاوت تقسیم شده و به صورت با هم و مجزا مورد سنجش قرار می گیرد.در زمانی که عکاس تصمیم ندارد از نورسنجی نقطه ای یا معطوف به مرکز استفاده کند بهتر است از این نوع نورسنجی استفاده کند.

      نورسنجی موضعی "Partial Metering"

      در این نوغ، بیشتر وسط تصویر نورسنجی می شود(بسته به نوع دوربین، حدود 13،5 درصد تصویر).از این نوع نورسنجی بیشتر در زمانی استفاده می شود که اختلاف میزان نور در قسمت های مختلف کار زیاد است و ما می خواهیم بخش به خصوصی از کادر، دارای نور صحیح باشد.
      یکی از این موارد پرتره های ضد نور (وقتی پشت سوژه خیلی روشن است) می باشد.در این حالت از آنجا که پس زمینه تصویر نور خیلی زیادی دارد، میانگین نور در کل سطح تصویر خیلی بالا رفته در حالیکه میزان نور روی موضوع، از این میانگین خیلی کمتر است.
      حال اگر از نورسنجی متوسط استفاده شود، دوربین اساس نورسنجی را میانگین نور کل تصویر قرار داده که در این صورت، چهره تاریک خواهد شد زیرا نور موضوع از میانگین کمتر است.در چنین حالتی استفاده از نورسنجی با اولویت مرکز یا نقطه ای نتیجه بهتری خواهد داد زیرا نورسنج نوربخشی از کادر را معیار خواهد داد که ما تعیین می کنیم.

      نورسنجی نقطه ای

      نورسنجی بسیار دقیقی است که فقط بخش بسیار کوچکی از تصویر (بسته به نوع دوربین، حدود 3،8 درصد) مورد سنجش قرار می گیرد.این نوع نورسنجی نیز مانند نوع قبلی، زمانی کاربرد دارد که نور به طور یکدست در تصویر پخش نشده و این امکان را به عکاس می دهد که فقط بخش کوچکی از کادر را معیار نورسنجی قرار دهد.

      جبران نوردهی

      همان گونه که اشاره شد، گاهی سیستم نورسنج خودکار دوربین دچار اشتباه می شود به ویژه زمانی که نورسنج میانگین مورد استفاده قرار می گیرد یا موضوع اصلی عکاسی دارای رنگ های تیره تر یا روشن تر از خاکستری 18 درصد است.
      گاهی در حالی که دوربین در وضعیت تنظیم با نورسنجی خودکار است، عکاس به دلایل تکنیکی یا هنری تصمیم می گیرد نتیجه تیره تر یا روشن تر از محاسبه نورسنج باشد.در این حالت ساختاری به نام "جبران نوردهی" در دوربین ها تعبیه شده است که به عکاس این امکان را می دهد که نور را به اندازه 2 تا 3 استاپ کمتر یا بیشتر از نور خوانده شده توسط نورسنج قرار دهد.این ساختار در زمانی فعال است که سیستم نورسنجی خودکار فعال است.
      موارد استفاده از این ساختار عکاسی از سوژه تیره تر یا روشن تر از خاکستری 18 درصد است.از آنجا که معیار نورسنج برای نور مناسب خاکستری 18 درصد است، در صورتی که میزان نور انعکاسی از رنگ های روشن بیشتر و از رنگ های تیره کمتر است.به همین دلیل در زمان یکه با رنگ های روشن تر روبرو هستیم، میزان نور ورودی باید بیشتر از توصیه نورسنج باشد تا مثلا رنگ سفید کاملا سفید در عکس ثبت شود.در مورد رنگ های تیره تر نیز به همین نحو، میزان نوردهی باید کمتر از آنچه که نورسنج توصیه می کند باشد.معمولا برای سفید یا سیاه مطلق این اختلاف حدود دو استاپ می باشد.
      بنابراین مثلا اگر از سوژه سیاه عکاسی می کنیم و نورسنج سرعت 250 و دیافراگم 8 را توصیه می کند، برای اینکه رنگ ثبت شده سیاه بوده و اصطلاحا بور (روشن تر از سیاه) نشود، عکاس باید به اندازه 2 استاپ اصلاح کند.مثلا اعداد زیر انتخاب شوند:
      - سرعت 250 دیافراگم 16
      - سرعت 500 دیافراگم 11
      - سرعت 1000 دیافراگم 8
      معمولا جبران نوردهی در دوربین ها با علامت EV+ و EV- مشخص می شود که مثبت به معنی افزایش نوردهی و منفی به معنای کاهش نوردهی می باشد.

      تراز سفیدی (White Balance)

      تاکنون درباره میزان نور صحبت شد اما آنچه اکنون مورد بحث قرار خواهیم داد رنگ نور است.رنگ نور تابیده شده بر روی اجسام تاثیر بسزایی در رنگ تصویر ثبت شده دارد به این معنی که اگر به اشیا نورهایی با رنگ متفاوت تابیده شود، آنها با رنگ های متفاوت به ثبت خواهند رسید.
      اما مغز انسان در زمان تحلیل رنگ ها، با توجه به سوابق ذهنی، تاثیر رنگ نور را خنثی می کند یعنی اگر فرض کنیم رنگ واقعی اجسام همان رنگی است که آنها در زیر نور سفید دیده می شوند، در زیر نورهایی با رنگ متفاوت، به صورت ناخودآگاه در دهن انسان، اجسام با رنگ واقعی به نظر می رسند (البته اگر رنگ واقعی جسم قبلا در حافظه انسان ثبت شده باشد).
      مثلا اگر چه برف در یک منظره برفی در زیر نور غروب باید با رنگ های قرمز یا نارنجی دیده شود انسان برف را به همان رنگ سفید می بیند.
      اما در عکاسی این چنین نیست و اگر عکاس بخواهد اجسام با رنگ واقعی آنها ثبت شوند یا باید عکاسی زیر نور سفید انجام شود و یا باید با استفاده از تکنیک هایی اثر رنگ نور خنثی شود.به فرآیندی که طی آن اثر رنگ های مختلف نور غیر سفید خنثی شده و اجسام به رنگ واقعی ثبت می شوند عمل تنظیم تراز سفیدی گفته می شود.

      درجه حرارت رنگ

      در عکاسی، رنگ نور با درجه حرارت کلوین سنجیده می شود که نقش بسیار مهمی در طیف های رنگی عکس دارد.درجه حرارت هر رنگ مفادل درجه ای است که آهن در آن درجه، آن رنگ را از خود تابش می دهد.مثلا در درجه حرارت حدود 600 درجه کلوین، آهن به رنگ قرمز و در درجه حرارت حدود 10 هزار درجه کلوین، آهن نور آبی از خود تابش می دهد.
      نور روز عمودی و نور فلش الکترونیک، رنگی برابر 6000-5500 (تقریبا سفید) دارند.
      به رنگ های بالاتر از 5000 درجه کلوین (سفید متمایل به آبی)، رنگ های سرد و به رنگ های کمتر از این درجه حرارت رنگ گرم گرفته می شود.برای محاسبه دقیق درجه حرارت رنگی می توان از ابزاری به نام کلوین متر (Kelvin Meter) یا کالر متر (Color Meter) استفاده کرد.

      ادامه در پست بعد ....

    9. Top | #9

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      همان طور که قبلا اشاره شد، اهمیت درجه حرارت نور در عکاسی بدین لحاظ است که رنگ نور می تواند رنگ تمام اجسام را تحت تاثیر قرار دهد.مثلا اگر از یک جسم سفید در نور زرد عکاسی کنیم، جسم زرد رنگ به نظر خواهد رسید یا اگر از چهره انسان در نور نارنجی غروب عکاسی کنیم، چهره تحت تاثیر این نور تا حدی نارنجی می شود.
      گاهی این پدیده تاثیرات زیبایی به وجود می آورد اما مشکل زمانی بروز می کند که عکاس بخواهد جسم را با رنگ های اصلی آن ثبت کند.برای اصلاح این پدیده روش های گوناگونی وجود دارد اما قبل از پرداختن به آنها لازم است با برخی از مفاهیم مربوط به رنگ نور آشنا شویم که هم در زمینه تراز سفیدی و هم در زمینه ویرایش و چاپ عکس مورد توجه قرار می گیرند.

      رنگ های اصلی و مکمل در نور

      پیش از پرداختن به این مفاهیم باید به این نکته توجه کنیم که در این بحث با رنگ نور سر و کار داریم و نه با رنگ های شیمیایی که مثلا در نقاشی مورد استفاده قرار می گیرند.قوانین حاکم بر ترکیب رنگ های شیمیایی (ترکیب کاهشی) با ترکیب نورهای رنگی (رنگ افزایشی) متفاوت است.
      برای مثال ترکیب تمام طیف های رنگی نور سفید است در حالی که ترکیب تمام رنگ های شیمیایی سیاه خواهد بود زیرا هر رنگ شیمیایی، بخشی از طیف های نور را جذب می کند و در نهایت کلیه طیف ها جذب شده و در نتیجه رنگ سیاه خواهد بود.به دلیل کاهش طیف های نور در رنگ های شیمیایی با سیستم کاهشی سر و کار داریم،حال آنکه در زمان افزایش طیف های نوری، رنگی جذب نشده بلکه به آن افزوده می شود.از این رو به این سیستم، افزایشی می گویند.

      رنگ های اصلی (طیف های اصلی نور)

      سه رنگ اصلی وجود دارد که با ترکیب آنها در اندازه های مختلف می توان کلیه رنگ های دیگر را ساخت و ترکیب یک اندازه همه آنها سفید خواهد بود.این رنگ ها عبارتند از قرمز، سبز و آبی که یک مدل رنگی معروف به نام RGB را به وجود می آورند.

      رنگ های مکمل

      رنگ مکمل عبارت است از رنگی که نتیجه ترکیب آن با رنگ اصلی، سفید شود.از آنجا که ترکیب سه رنگ اصلی سفید است، طبیعی است که رنگ مکمل هر رنگ اصلی، ترکیب دو رنگ اصلی دیگر است.رنگ های مکمل نیز خود نیز یک سیستم معروف رنگ سازی دیگر به نام مدل CMY یا مدل CMYK یا Cyan, Magenta, Yellow, Black را به وجود می آورند.
      رنگ های اصلی و مکمل آنها به شرح زیر است :
      قرمز – فیروزه ای (ترکیب سبز و آبی)
      سبز – ارغوانی (ترکیب قرمز و آبی)
      آبی – زرد (ترکیب قرمز و سبز)
      دانستن رنگ های اصلی و کمل از این حیث حائز اهمیت است که با استفاده از رنگ مکمل هر رنگ می توان اثر آن رنگ را خنثی کرد به طور یکه گویی عکاسی زیر نور سفید انجام شده است.لذا برای خنثی کردن اثر طیف خاص در عکاسی از طیف های رنگی مکمل آن استفاده کرد.مثلا برای خنثی سازی اثر نور زرد کافی است به مقدار مناسب به آن نور آبی اضافه شود.
      همان طور که گفته شد، تراز سفیدی عبارت است از خنثی سازی اثر رنگ نور تابیده شده به سوژه به نحوی که رنگ ها معادل رنگ واقعی آنها در زیر نور سفید ثبت شوند.به زیان ساده تر جسمی به رنگ سفید در عکس نیز دیده شود.
      از روش های گوناگونی می توان برای این منظور استفاده کرد مانند فیلترهای اصلاح رنگ، فیلترهای قابل نصب روی منابع نوری، استفاده فیلم های مخصوص و فرآیندها و تکنیک های دیجیتال.

      شناسه های عدسی

      شناسه های عدسی مشخصات و امکاناتی هستند که لنزها را تعریف و از یکدیگر متمایز می کنند.این شناسه ها معمولا با علامت ها و یا حروف اختصاری روی بدنه لنز و حلقه جلوی لنز نمایش داده می شوند.این شناسه ها می توانند شامل نام تولید کننده، حداکثر گشادگی دیافراگم، فاصله کانونی، قطر حلقه لنز، نشانه های مربوط به امکانات آنها مانند USM و IS و غیره باشند.

      فاصله کانونی

      فاصله کانونی "Focal Length" از اولیه ترین مشخصات یک لنز است که اساس تفکیک لنزها است.فاصله کانونی عبارت است از فاصله لنز (معمولا مرکز فیزیکی لنز) تا صفحه حساس. این مشخصه بر اساس زاویه دید لنز، مشخص می کند که سوژه با چه اندازه و در چه فاصله ای در عکس دیده می شود.مثلا هرچه فاصله کانونی بیشتر باشد سوژه نزدیکتر و بزرگتر به نظر می رسد.
      اگر فاصله کانونی در لنز، زاویه دیدی تقریبا برابر زاویه دید چشم انسان تولید کند، لنز نررمال نامیده می شود.
      حال اگر لنزی زاویه دیدی کمتری از چشم انسان داشته باشد، یعنی فضای کمتری را در یک عکس پوشش می دهد و فاصله کانونی آن نیز بیشتر از فاصله کانونی لنز نرمال است و به نام لنز تله فوتو (Telephoto) شناخته می شود.البته طبیعتا تصویر اجسام نزدیکتر و بزرگتر به نظر خواهد رسید.مثلا یک لنز با فاصله کانونی 600 mm تقیربا برای همه دوربین ها، یک لنز تله فوتو محسوب خواهد شد.همان طور که ذکر شد واحد رایج فاصله کانونی میلیمتر است.
      اگر لنزی زاویه دیدی بزرگتر از زاویه دید چشم انسان تولید کند، فاصله کانونی کوچکتری خواهد داشت و قادر به نمایش فضای بیشتری در جلوی لنز خواهد بود.اینگونه لنزها، لنز واید یا زاویه باز خوانده می شوند.مثلا در دروبین های SLR قطع کوچک، لنزی با فاصله کانونی 10mm یک لنز واید محسوب می شود.به طور کلی هرچه فاصله کانونی لنزی کمتر باشد، تصویر اشیا در آن کوچکتر و دورتر به نظر می رسد اما فضای بیشتری را ثبت می کند.

      عمق میدان وضوح

      پیش از آنکه به ویژگی های انواع لنز بپردازیم، لازم است با یکی از مفاهیم کلیدی اپتیکی به نام "عمق میدان وضوح" آشنا شویم که در جنبه های فنی و هنری تصویر نقش بسزایی دارد.
      عمق میدان وضوح عبارت است از طول محدوده ای در جلوی دوربین که اشیا موجود در آن کاملا واضح ثبت می شوند.هرچه محدوده بیشتری در عمق تصویر واضح باشد، عمیق میدان وضوح نیز بشتر خواهد بود.
      اگر از اولین بخش واضح در عمیق تصویر صفحه ای عمود بگذرانیم این صفحه "پلان واضح جلو" خوانده می شود و صفحه عمود بر دورترین بخش واضح آن "پلان واضح انتهایی" خوانده می شود.مثلا در عکس زیر، اولین ردیف واضح گل ها "پلان واضح جلو" و آخرین ردیف واضح "پلان واضح عقب" می باشد.نقطه ای که روی آن عمل واضح سازی انجام شده است مابین پلان واضح جلویی و عقبی است.در بسیاری از لنزها با استفاده از علائم روی بدنه لنز یا جداول راهنما می توان عمق میدان را بر اساس عوامل تعیین کننده آن محاسبه کرد.
      عمق میدان وضوح به سه عامل عمده بستگی دارد :
      1.فاصله کنونی : هرچه فاصله کانونی بیشتر باشد عمق میدان کمتر خواهد بود، در نتیجه در لنزهای تله فتو عمق میدان کمتر از لنزهای واید است.
      2.دیافراگم : هرچه دیافراگم بازتر (عدد پایین تر) باشد عمق میدان نیز کمتر است.
      3.فاصله ای دوربین با آن نقطه ای که روی آن عمل فوکوس انجام می گیرد.

    10. Top | #10

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      167
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      با استفاده از این عاومل و ایجاد قسمت های واضح و مات در عکس می توان جلوه های هنری بسیاری در عکس ایجاد نمود که در زیبایی و روایت گری عکس بسیار موثر است.برای مثال گاهی پس زمینه شلوغ باعث منحرف شدن توجه بیننده از سوژه اصلی می گردد.حال آنکه با پایین آوردن عمق میدان و مات کردن پس زمینه، می توان بر این مشکل فائق آمد.

      لنز واید

      لنزهایی با فاصله کانونی کمتر از لنز نرمال، لنز واید خوانده می شوند.مثلا در دوربین های قطع کوچک SLR، لنزهایی با فاصله کانونی 28 mm لنز واید محسوب می شوند.
      برخی از ویژگی های مهم این لنزها عبارتند از :
      -نسبت به لنز نرمال محدوده بیشتری از فضای مقابل دوربین را ثبت می کنند.
      -اشیا نسبت به دوربین دورتر به نظر می رسند و فضای ثبت شده بزرگتر از اندازه واقعی به نظر می رسد.
      -نسبت به لنز نرمال اندازه اشیا کوچکتر ثبت می شوند.
      -عمق میدان وضوح نسبت به لنز نرمال بیشتر است.
      -عکس دچار اعوجاج بشکه ای "Barrel Distortion" می شود، به این معنا که مرکز عکس برجسته به نظر می رسد و هرچه به سمت بله های عکس می رویم تصویر دچار فشردگی می شود.
      -کشیدگی در پرسپکتیو : به این معنا که نه تنها اشیا نسبت به دوربین دوتر به نظر می آیند بلکه نسبت به هم نیز دورتر به نظر می رسند.مثلا اگر در عکسی با لنز نرمال به دلیل بزرگی ساختمانی در پس زمینه سوژه، این امکان نباشد که کل ساختمان را در چهارچوب جای داد، با استفاده از لنز واید مناسب می توان بخش بیشتر یا کل ساختما را در همان کادر قبلی نسبت به سوژه ثبت نمود.

      لنز تله فتو

      ویژگی های لنز تله فتو عبارتند از :
      1.از فضای مقابل دوربین، نسبت به لنز نرمال، بخش کوچکتری را به ثبت می رساند.
      2.نسبت به لنز نرمال،اشیا بزرگتر و نزدیکتر به نظر می رسند.
      3.عمق میدان وضوح از لنز نرمال کمتر است.
      4.ایجاد فشردگی در پرسپکتیو
      5.در عکس اعوجاج بالشتکی ایجاد می کند.

      لنز ماکرو

      به طور کلی لنز ماکرو این امکان را به ما می دهد تا بتوانیم به سوژه بسیار نزدیک شویم، در فاصله کم یک تصویر واضح داشته باشیم و اشیا کوچک را در اندازه های بزرگ ثبت کنیم.به عنوان مثال در یک لنز ماکروی 1:1 می توان سوژه را با اندازه واقعی آن روی فیلم (مثلا 24 در 36 میلیمتر) ثبت کرد.حال تصور کنید وقتی در زمان چاپ، اندازه فیلم چند برابر می شود، اندازه سوژه نیز چند برابر اندازه واقعی آن خواهد شد.
      در لنز ماکرو، بزرگنمایی با نسبت اندازه تصویر ثبت شده جسم روی صفحه حساس، به اندازه واقعی جسم، نشان داده می شود.مثلا در لنز 1:1 همان طور که قبلا اشاره شد، موضوع به اندازه واقعی روی سطح حساس (نگاتیو یا سنسور) ثبت می شود و یا در لنز با نسبت به 2:1 ، اندازه تصویر جسم روی صفحه حساس دو برابر اندازه واقعی آن است.
      طبق تعریف کلاسیک، لنز ماکرو می بایست دارای بزرگنمایی حداقل 1:1 باشد، اما امروزه به خصوص با توجه به اندازه متغیر در سنسورهای دیجیتال، به لنزهایی که توانایی عکاسی از فاصله بسیار نزدیک با حداقل بزرگنمایی 1:4 را دارا هستند، لنز ماکرو گفته می شود.این بدین معنا است که جسم، کوچکتر و با نسبت یک چهارم اندازه واقعی بر روی صفحه حساس ثبت خواهد شد.
      لنز های ماکرو معمولا لنزهای ثابت هستند و با فاصله های کانونی متفاوت یافت می شوند.اما نکته حائز اهمیت این است که آنچه بزرگنمایی ماکرو را تعیین می کند، نسبت بزرگنمایی آن است.مثلا بزرگنمایی در لنز 35 mm و 200 mm اگر هر دو 1:1 باشند، برابر خواهد بود اما طبیعتا هرچه فاصله کانونی بالاتر باشد، عمق میدان کمتر بوده و می توان از فاصله دورتری برای به دست آوردن نتیجه مشابه عکاسی کرد.لنزهای زوم ماکرو نیز وجود دارند ولی معمولا کیفیت و بزرگنمایی پایین تری نسبت به لنزهای ثابت دارا هستند.

      لنز وارونه

      یک روش ساده به منظور اینکه بتوان از یک لنز معمولی، کاربردی مشابه لنز ماکرو حاصل نمود، روش لنز وارنه است.در این روش کافی است لنز را به صورت سر و ته به دوربین متصل کنیم. بعضا از این روش نتایج بسیار عالی حاصل می شود که گاهی قابل مقایسه با نتیجه لنزهای حرفه ای ماکرو هستند.همانگونه که در لنز عادی، تصویر بخش بزرگی از واقعیت در اندازه صفحه حساس کوچک می شود، اگر لنز را برعکس کنیم، تصویر اجسام کوچمک در حد زیادی بزرگ می گردد.این تاثیر در زمانی که لنز وایدتر باشد بیشتر خواهد بود.لنز وارونه در دوربین 135 و با لنز نرمال 50 بزرگنمایی 1:1 تولید می کند.

      اکستنشن تیوب یا افزاینده ها "Extension Tubes"

      حلقه ها یا لوله های تو خالی هستند که بین لنز و دوربین نصب می شوند و به خصوص در عکاسی ماکرو کاربرد دارند.اگر چه در اکستنشن تیوب ها هیچ عدسی به کار نرفته است، اما با توجه به کابرد آنها و اینکه در پشت لنز نصب می شوند، در این بخش به آنها اشاره خواهد شد. این حلقه ها با افزایش بین دوربین و لنز باعث می شوند:
      -تا حد بیشتری بتوان به موضوع نزدیک شد و همچنان تصویر واضحی داشت.
      -تصویر بزرگتری از سوژه داشت (بزرگنمایی بیشتر).
      -امکان واضح سازی در بینهایت از بین برود (واضح سازی در بحث های آتی مطرح خواهد شد)
      -هدر رفتن نور زیاد شود.
      از آنجایی که این حلقه ها تو خالی هستند، افت کیفیتی در تصویر ایجاد نمی کنند.همچنین می توان همزمان از چند حلقه با اندازه های متفاوت و یا یکسان استفاده نمود که موارد بالا را تشدید خواهد کرد.گاهی به علت اتلاف بیش از حد نور ممکن است سیستم واضح سازی خودکار دچار اشکال شود.
      معمولا اکستنشن تیوب ها در بسته های سه تایی با اندازه های مختلف (مانند 12 و 20 و 36 میلیمتر) موجود هستند.اندازه هر حلقه معمولا با واحد میلیمتر روی آن لحاظ شده است.
      همچنین؛ به صورت دستی و با استفاده از لوله های غیر شفاف نیز می توان اکستنشن تیوب هایی با ابعاد متفاوت ساخت.

      مبدل یا تله کانورتر "Tele-Convertor"

      حلقه های اپتیکی هستند (بر خلاف اکستنشن تیوب ها عدسی دارند) که بین لنز و عدسی نصب شده و باعث افزایش فاصله کانونی لنز و بزرگنمایی بیشتر می شوند.البته این مبدل ها با تمام لنزها همخوانی ندارند.معمولا کانورتورها، بسته به تولید کننده آن، با قدرت 1،4 و 1،7 و 2 و 3 یافت می شوند.مثلا قدرت x2 به این معناست که فاصله کانونی و بزرگنمایی دو برابر می شود.
      از آنجاکه این حلقه ها دارای عدسی هستند و همچنین به دلیل افزایش طولی که با نصب به لنز ایجاد می کنند باعث هدر رفتن زیاد نور و افت کیفیت در تصویر می شوند.
      برخی از کاستی های لنز نیز به همان نسبت افزایش میابند.مثلا در کانورتور دو ایکس (x2) دو استاپ نور ورودی کم می شود و کیفیت (شارپس، کنتراست و ...) نیز تقریبا نصف می شوند.



    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    فیلمبرداری و عکاسی حرفه ای تدوین دیجیتال سینمایی ، کرین ، پروجیپ ، استدی کم ، هلی شات و دیگر تجهیزات روز با جدیدترین متود ها ، مدل ها و پوز ها آماده میزبانی از جشن ها و مراسم های شما عزیزان به بهترین نحو میباشیم. بهمراه جدیدترین دکور های روز وایت روم و بلک روم با جدیدترین متود های ادیت عکس آتلیه کودک با جذاب ترین وسایل برای هرچه زیباتر شدن عکس فرزندان شما

    طراحی و پشتیبانی : Mohsenx2