کلیک کنید

جهت سفارش تبلیغات

انجمن های استودیو آریا فارس
تبلیغات شما در اینجاست

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

  • استفاده از فايل هاي پيوست به صورت نامحدود
  • بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
  • دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت
  • شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه
  • ورود به حساب کاربري


    موارد ديگر را ببين


    بازيابي اطلاعات کاربري شما از طريق دکمه هاي زير قابل انجام خواهد بود

    نام نويسي فراموشي گذرواژه فراموشي گذرنامه

    صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
    نمایش نتایج: از 11 به 16 از 16

    1. Top | #11

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      343
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      همچنین گاهی به علت هدر رفتن نور زیاد و یا عدم برخورداری از اتصالات الکترونیکی کافی، ممکن است کارکرد دوربین در واضح سازی خودکار یا تغییر دیافراگم از کار بیفتد.تله کانورتورها بر خلاف تیوب اکستنشن ها امکان واضح سازی بینهایت را دارا هستند.
      Teleside Convertor نیز نوع مشابهی از مبدل هاست با این تفاوت که در جلوی لنز نصب می شوند و نه مابین لنز و دوربین.این نوع بیشتر در دوربین های ویدئویی یا دوربین هایی با لنز ثابت مورد استفاده قرار می گیرد.

      لنز چشم ماهی "Fish Eye"

      به طور کلی از نظر نوع بازسازی خطوط تصویر، دو گونه لنز وجود دارد.لنزهای راست ساز یا مسطح (Rectilinear) که در این گونه، خط های راست، تا حد زیادی راست باقی می مانند.ساختن این گونه لنزها در گونه های نرمال و تله فتو ساده تر از واید است.تا حدی که در وایدهای با زاویه دید بیش از 100 درجه ساخت این گونه لنزها تقریبا غیر ممکن است.
      نوع دیگر، لنزهای کروی (Hemisheric) هستند که امکان داشتن زاویه دید بسیار باز را فراهم می کندند.اما هرچه از مرکز به اطراف تصویر نزدیک تر می شویم، خطوط راست انحنای همگرایی به سمت وسط کادر پیدا می کنند (تغییر شکل بشکه ای). لنزهای چشم ماهی از این دسته لنزها هستند.
      فاصله کانونی لنزهای چشم ماهی، بستگی به قطع صفحه حساس (فیلم یا سنسور) دارد.مثلا در دوربین های 135، فاصله کانونی لنز چشم ماهی می تواند 8 و 10 و 15 و 16 میلیمتر باشد.
      دو نوع لنز Fish Eye وجود دارد.نوع Full Frame که زاویه دید قطری آن برابر با 180 درجه است.
      و نوع دیگر نوع گرد یا کروی "Circular" که در راستای عمودی، افقی و قطری زاویه دید 180 درجه است.

      واضح سازی "Focus"

      یکی از مولفه های مهم یک عکس، بخش های واضح و غیرواضح آن است.کنترل کامل بر ویژگی های بخش های واضح و غیر واضح هم از سوی عکاسان و هم از سوی طراحان تجهیزات عکاسی بسیار مورد توجه بوده و هست.این امر، در زیبایی، مفهوم و تاثیر عکس روی مخاطب نقش تعیین کننده ای دارد.ویژگی های بخش واضح و غیر واضح عکس، کنترل روی عمل واضح سازی، دقت عمل و سرعت آن از مواردی است که مورد توجه سازندگان و طراحان است.
      با توجه به ماهیت لنز و فاصله موضوع با لنز، برای داشتن تصویری کاملا واضح باید لنز در فاصله خاصی نسبت به صفحه حساس قرار داشته باشد.حال زمانی که برخی از ویژگی های لنز و یا فاصله جسم نسبت به یک لنز تغییر می کند، باید فاصله لنز نسبت به صفحه حساس نیز تغییر کند.در غیر این صورت تصویری مات (اصطلاحا فلو) خواهیم داشت.
      از این رو؛ در اغلب لنزها به خصوص لنزهای حرفه ای ساختاری جهت تنطیم فاصله لنز نسبت به صفحه حساس تعبیه شده است تا تصویر واضحی از موضوع حاصل شود.این ساختار سیستم Focus یا سیستم واضح سازی نامیده می شود.همچنین به فرآیندی که طی آن عکاس تصویر سوژه مورد نظر را تا حداکثر ممکن واضح می کند، واضح سازی گفته می شود.
      در دوربین هایی که فاید سیستم واضح سازی هستند، از لنزهایی با زاویه باز استفاده می شود که عمق میدان زیاید ایجاد می کنند اما در فواصل نزدیک به سوژه نمی توانند تصویر کاملا واضحی ایجاد کنند.
      اغلب لنزها،قابلیت واضح سازی در فواصل زیاد تا بینهایت را دارا هستند.اما انچه که یکی از ویژگی های مهم لنز محسوب می شود، نزدیکترین فاصله ای است که در آن لنز می تواند تصویری کاملا واضح ایجاد کند به گونه ای که لنزهایی با قابلیت فوکوس سازی از نزدیک (مانند لنزهای ماکرو) ممکن است بسیار گران قیمت باشند.

      فاصله هایپر فوکال

      همان گونه که در بخش لنزها اشاره شد، عمق میدان وضوح به سه عامل بستگی دارد : دیافراگم، فاصله کانونی لنز و فاصله ای که عمل واضح سازی در آن انجام می شود.هرچه عمل فوکوس در نقطه ای دوتر نسبت به لنز انجام شود، عمق میدان نیز بیشتر خواهد بود.
      اگر واضح سازی روی فاصله ای خاص انجام شود، بیشترین عمق میدان را خواهیم داشت. به این فاصله، فاصله هایپر فوکال گفته می شود.اگر عمل واضح سازی در فاصله هایپر فوکال انجام شود، از نصف این فاصله در جلوی دوربین تا بینهایت واضح خواهد بود.این فاصله متناسب با لنز و دیافراگم تغییر می کند.هرچه فاصله کانونی بیشتر شود، فاصله هایپر فوکال نیز بیشتر می شود و هرچه دیافراگم بسته تر شود، فاصله هایپر فوکال کمتر خواهد بود.

      فوکوس دستی

      به طور کلی، عمل فوکوس به دو صورت دستی و خودکار انجام می گیرد.در ابتدا فوکوس دوربین به این نحو انجام می شد که عکاس فاصله بین موضوع تا دوربین را اندازه گیری می کرد و سپس با تغییر فاصله لنز با صفحه حساس، اقدام به واضح سازی می نمود.تغییر فاصله لنز با صفحه حساس نیز خود به روش های مختلف صورت می گرفتن.اما از مهمترین کاستی های این روش، وقت گیر بودن آن بود و همیشه عکاس امکان اندازه گیری دقیق تا سوژه را نداشت.
      بعدها مکانیسم های اپتیکی ارائه شد که عکاس می توانست بدون اندازه گیری دقیق فاصله، صرف وقت زیاد و از فواصل دور، عمل واضح ساز را به صورت دقیق انجام دهد.از این مکانیم ها می توان به استیگمو متر، تله متر و صفحه مات اشاره کرد.عکاس می تواسن فوکوس یا فلو بودن را با نگاه کردن به کل یا بخشی از تصویر در منظره یاب بررسی کند.مثلا اگر تصویر در وسط یا کل منظره یاب واضح شود یا خطی که در مرکز منظره یاب است، راست و بدون شکستگی باشد، بیانگر وضوح تصویر است.
      در سیستم فوکوس دستی، معمولا عکاس از طریق چرخاده حلقه فوکوس روی لنز می تواند فاصله لنز با صفحه حساس را تنطیم کند.

      فوکوس خودکار "Auto focus"

      عکاس در زمان عکاسی به خصوص در گرایش هایی مانند عکاسی خبری و ورزشی، در زمانی کوتاه و حتی کسری از ثانیه می بایست در مورد کادر و بسیاری از تنطیمات تصمیم گیری کند تا لحظه ای خاص را به خوبی به ثبت برساند.سیستم های فوکوس خودکار با حذف عمل واضح سازی دستی؛ در تسریع عکاسی و حتی افزایش دقت آن بسیار موثر واقع شدند.البته این مساله به این معنا نیست که عکاس در همه شرایط از فوکوس دستی بی نیاز است.
      در فوکوس اتوماتیک نیز همان فرآیندهای فوکوس دستی انجام می شود.به این معنا که فاصله یا واضح ترین حالت تصویر پیدا شده و لنز در فاصله مناسب نسبت به صفحه حساس قرار می گیرد.عمل تغییر فاصله خودکار لنز نسبت به صفحه حساس توسط موتورهای طراحی شده در لنز انجام میگیرد.
      در فرآیند یافتن فاصله یا تصویر واضح روش های مختلفی به صورت منحصر یا ترکیبی مورد استفاده قرار می گیرند.هر کدام از این روش ها مزایا و کاستی هایی دارند که در ادامه نگاهی گذرا به آنها خواهیم داشت.
      در فرآیند یافتن فاصله و یا واضح ترین تصویر به طور کلی دو نوع سیستم مورد استفاده قرار می گیرند:

      با ما باشید تا با پست بعدی آنها را بررسی کنیم

    2. Top | #12

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      343
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      *سیستم فعال که در آن دوربین برای یافتن فاصله از خود امواجی تولید می کند (مانند امواج صوتی و یا مادون قرمز) و سپس با محاسبه زمان یا زوایای پرتو بازگشتی فاصله را اندازه گیری می کند.
      یکی از مشکلات این سیستم ها این است که اگر مانعی بازتاب دهنده در سر راه سوژه قرار گیرد قبل از اینکه امواج به سوژه برسند از آنها بازتاب داده می شود که این امر باعث اشتباه دوربین در تخمین فاصله می گردد.مثلادر سیستم امواج صوتی اگر از پشت پنجره عکاسی کنیم امواج از سطح شیشه منعکس می شوند و یا در سیستم مادون قرمز برخی چیزها مانند شعله از خود نور مادون قرمز تولید می کنند که سبب اشتباه دوربنی در تحمین فاصله با سوژه می گردند.همچنین برد فوکوس، خصوصا در مادون قرمز کم (حدود 6 متر ) است.
      *سیستم غیر فعال که در آن مبنای واضح سازی، تصویر است و این سیستم از رایج ترین سیستم های واضح سازی امروزی است. در این معیار روش فاصله لنز تا صفحه حساس آنقدر تغییر می کند تا واضح ترین تصویر توسط پردازشگرهای دوربین یافته شود.در این روش، معیار فوکوس بودن نقطه مورد نظر، حداکثر کنتراست (اختلاف تاریکی و روشنی) در تصویر است.این سیستم به این صورت عمل می کند که سنسوری به صورت نواری بخشی از تصویر که قرار است روی آن فوکوس انجام شود به پردازشگر می فرستد و هر کجا که کنتراست در آن بخش از تصویر بیشتر باشد، فوکوس، مناسب فرض می شود.
      سنسورهای نواری که اطلاعات تصویری را جهت اتوفوکوس ثبت می کند ممکن است به صورت خطی یا صلیبی باشند.علت استفاده از این نوارهای سنسور در قسمت های مختلف و شکل صلیبی و همچنین افزایش تعداد آنها این است که اگر در بخشی از تصویر، کنتراست سوژه کم بود سیستم از بخش های دیگر تصویر استفاده کند تا هم سرعت و هم دقت اتوفوکوس بالا رود.
      این سیستم یک نقص عمده دارد.در جایی که سوژه فاقد کنتراست کافی است دوربین قادر به واضح سازی خودکار نیست؛ مثلا در تاریکی زیاد که همه چیز بسیار تیره است یا در حالی که عکاس می خواهد از آسمان آبی یکدست عکاسی کند.
      با توجه به اینکه در این دو مثال، کنراست تصویر بسیار کم است و سیستم دچار خطا می شود.البته برخی از دوربین ها جهت رفع این عیوب به امکاناتی مجهز هستند.مثلا AF Assist Beam چراغی است روی دوربین تا در زمان فوکوس تا فاصله ای خاص (حدود 6 متر ) نور کافی برای واضح سازی را فراهم کند. همچنین سیستم هایی که پرتوهای مرئی لیزر را روی سوژه می تابانند (AF Hologram) تا فوکوس بر روی آن انجام شود.
      حرکت موضوع و عکاس نیز اتوفوکوس را ممکن است دچار دشواری هایی کند.
      معمولا سیستم اتوفوکوس با فشار دادن کلید شاتر تا نیمه عمل می کند.در دوربین های امروزه به راحتی می توان مشخص کرد که عمل اتوفوکوس در کدام بخش یا بخش های کادر صورت گیرد.همچنین می توان در قسمتی از کادر عمل فوکوس را انجام داد و با نیمه نگاه داشتن کلید شاتر سیستم اتوفوکوس را قفل کرد.حال اگر کادر را تغییر دهیم فاصله فوکوس تغییر نمی کند.
      در سیستم اتوفوکس کارکردهای متفاوتی "Auto Focus Modes" طراحی شده که در افزایش سرعت و سهولت عملیات فوکوس موثر است. از این کارکردها می توان به فوکوس تک شات یا One Shot یا سیستم های ممتد مانند AI Servo یا Continuous اشاره نمود.سیستم تک شات برای زمانی مفید است که سوژه نسبت به دوربین ثابت باشد.عمل فوکوس یک بار انجام و با نیمه نگاه داشتن کلید شاتر قفل می شود.
      سپس اگر کلید شاتر را کامل فشار دهیم عکس گرفته می شود.اما مودهای دیگر مانند AI Servo ، پس از عمل فوکوس با توجه به حرکت سوژه محل آن در لحظه عکاسی پیش بینی شده و فوکوس بر اساس آن انجام می شود تا تاخیر اندک بین زمان فوکوس و گرفتن عکس باعث عدم وضوح نشود.یعنی فوکوس بر اساس تغییر مکان سوژه تغییر کرده تا زمانی که کلید را کامل فشار دهیم، عکس گرفته شود.

      موتورهای فوق صوتی Ultra Sonic Motors یا USM

      در سیستم اتوفوکوس همزمان یا پس از یافتن فاصله مناسب، موتوری حلقه فوکوس را به حرکت در می آورد تا لنز در فاصله مناسب نسبت به صفحه حساس قرار گیرد.استفاده از موتورهای فوق صوتی به جای موتورهای معمولی سرعت فوکوس را افزایش داده و همچنین صدای ناشی از حرکت موتور نیز تقریبا نامحسوس است.باید توجه داشت که بی صدا بودن در بعضی از گرایش های عکاسی مانند عکاسی حیات وحش یک عامل کلیدی است.

      فوکوس دستی دائمی یا FTM

      در زمانی که حالت اتوفوکوس فعال است، به دلیل درگیر بودن موتور اتوفوکوس با حلقه تنظیم فوکوس، اگر عکاس اقدام به فوکوس دستی کند ممکن است اجزاء ظریق سیستم متحرکه لنز دچار آسیب شوند.توصیه می شود که در حالت عادی، زمانی که سیستم اتوفوکوس فعال است از فوکوس دستی خودداری شو.د.اما در لنزهایی که مجهز به سیستم FTM هستند حتی در زمان فعال بودن سیستم اتوفوکوس عکاس می تواند بدون نگرانی اقدام به فوکوس دستی کند.

      فلش Flash

      از آنجا که نور در عکاسی نقشی کلیدی ایفا می کند، عدم وجود نور مناسب عکاسی را مختل یا غیر ممکن می کند.از این رو منابع نوری مصنوعی اعم از انواع فلش ها و پرژکتورها با ویژگی های گوناگون در عرصه عکاسی بکار گرفته شدند.
      این امر عکاسی در شرایط مختلف نوری را ممکن و همچنین انعطاف زیادی در مقوله نورپردازی ایجاد کرد.به گونه ای که در برخی از گرایش ها و شرایط عکاسی، ثبت تصویر بدون آنها غیر ممکن است.عکاس با استفاده از فلش ها می تواند آثار موفق، زیبا و خلاص به وجود آورد، حال آنکه استفاده نادرست از آنها، تاثیرات ناخوشایندی در تصویر خواهد داشت.
      نورپردازی بخش وسیعی از تجهیزات عکاسی را به خود اختصاص می دهد اما در این بخش به رایج ترین آنها یعنی فلش های قابل نصب روی دوربین اشاره خواهیم کرد.
      بسیاری از دوربین های امروزه به فلش های سر خود "Built in Flash" مجهز هستند.این فلش ها گاهی به صورت خودکار نیز عمل می کنند.این نوع از فلاش ها نقایصی دارند که باعث می شوند عکاسان استفاده از فلاش های بیرونی "External Flash" را ترجیح دهند.
      برخی از این دلایل عبارتند از :
      -کم بودن قدرت و میزان نوردهی این فلاش ها
      -نزدیک بودن موقعیت آنها به لنز که باعث افزایش پدیده قرمز شدن چشم می شود.قرمز شدن چشم ناشی از انعکاس نور تابیده شده به شبکه چشمیه است که پوشیده از مویرگهای خونی است.البته برخی از سیستم های کاهش قرمزی چشم از چند پالس نوری فلش قبل از عکاسی استفاده می کنند تا مردمک چشم بسته تر شده و نور کمتری به شبکیه برسد.
      قبل از اختراع فلش های الکتریکی امروزی، فلش های شیمیایی مورد استفاده قرار می گرفتن که در آنها از موادی استفاده می شد که با شعله ای بسیار پر نور می سوختند مانند پودرهای منیزیم.این نوع فلش ها با کاستی های بسیار مواجه بودند اما با اختراع نور الکتریکی بسیاری از نقایص بر طرف شد و امکانات بیشتری نیز در اختیار عکاسان قرار گرفت.

    3. Top | #13

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      343
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      -عدم امکان تغییر جهت و زوایه تابش نور
      فلش های بیرونی هم به طور مجزا و هم به صورت نصب شده روی دوربین می توانند مورد استفاده قرار گیرند.این فلش ها در محل مخصوصی روی بدنه دوربین به نام کفشک فلاش نصب می شوند.

      سرعت همزمانی

      سرعت تخلیه فلش بسیار بالاست و اگر در زمان تخلیه فلش شاتر کاملا باز نباشد، بخشی از تصویر نور می گیرد و بخش دیگر نور نمی گیرد.از این رو مقلوه مهمی به نام سرعت همزمانی شاتر معرفی می شود.
      بسیاری از سیستم های شاتر امروزی به صورت جادویی عمل می کند.مثلا در شاتر پرده ای، پرده ای کنار می رود و شاتر را باز می کند و پرده ای دیگر در همان جهت حرکت کرده و شاتر را می بندد.در سرعت های بالا قبل از اینکه شاتر کاملا باز شود، اندکی بعد از حرکت پرده اول، پرده دوم شروع به بستن شاتر می کند، بنابراین مدت زمانی که صفحه حساس در معرض نور قرار می گیرد، بسیار کوتاه است.
      حال اگر فلاش در سرعت هایی از شاتر مورد استفاده قرار گیرد که کل شاتر همزمان باز نمی ماند، از آنجا که سرعت تخلیه فلش بسیار کوتاه است کل کادر نور نمی بیند زیرا در لحظه تخلیه فلش کل شاتر باز نیست.
      لذا بسته به نوع شاتر تنها در سرعت هایی می توان از فلاش استفاده کرد که کل شاتر باز است و همزمان کل کادر نور می بیند.به سرعت های امن برای استفاده از فلاش سرعت همزمانی فلش و شاتر گفته می شود.طبیعتا از همه سرعت های پایین تر از حداکثر سرعت همزمانی می توان از فلش استفاده کرد.برای مثال یکی از اعداد رایج برای حداکثر سرعت همزمانی فلش، 250 است.
      باید توجه داشت که در دوربین های کامپکت یا شاتر مرکزی به علت مکانسی های شاتر در سرعت همزمانی محدودیت چندانی وجود ندارد.

      عدد راهنما

      از آنجا که میزان نوری که توسط انواع فلش ها تولید می شود، متفاوت است، میزان برد نوری آنها نیز متفاوت است، به این معنی که هر فلش قادر است تا فاصله معینی را به صورت مفید روشن کند.
      از آنجا که هرچه دیافراگم بشته تر باشد، نور ورودی به دوربین نیز کمتر است، در فاصله معین و با دیافراگم بسته فلش باید قدرت بیشتری داشته باشد.برای مشخص کردن رابطه بین دیافراگم، فاصله و قدرت فلش، عدد راهنما یا Guide Number تعریف می شود که عبارت اس از حاصلضرب دیافراگم در فاصله.
      البته باید توجه داشت که این رابطه برای حساسیت 100 در نظر گرفته شده است.
      همان طور که در رابطه مشخص است، هرچه عدد راهنما که نمایانگر قدرت فلش است بیشتر باشد، می توان در فاصله دوتر و با دیافراگم بسته تر از آن فلش استفاده کرد.مثلا در فلشی با عدد راهنمای 6، اگر فاصله 3 متر باشد باید از دیافراگم 2 استفاده کرد.
      معمولا عدد راهنمای فلش در دوربین های کامپکت بین 6-4، در فلش سرخود SLR ها بین 13-16 و در فلش های بیرونی بین 16-24 است.لذا یکی از مزیت های عمده فلش های بیرونی به فلش های داخل بدنه قدرت بیشتر آنهاست.
      جهت سهولت استفاده از فلش ها گاهی از علائم و جداولی روی آنها استفاده می شود که عکاس با مراجه به آنها تنظیمت لازم را انجام می دهد.

      نحوه تنظیم متغیرهای نوری در فلش ها

      فلش ها از نظر نحوه تنظیم متغیرهای نوری به چند دسته تقسیم می شوند.در فلش های دسته اول با استفاده از عدد راهنما از طریق محاسبه فاصله با سوژه و در بعضی موارد جداول موجود، می توان سرعت و دیافراگم را تنظیم کرد.
      یکی از مشکلات این نوع فلش این است که قدرت نور آن همیشه یکسان است.یعنی اگر عکاسی در فاصله کم و با دیافراگم باز مورد نیاز باشد، سوژه بیش از حد روشن می شود.از طرف دیگر تخمین دقیق فاصله و تشخیص تنظیمات متناسب، بسیار زمان بر و دشوار است.
      همینطور میزان نور موجود در محیط در تخمین عدد سرعت و دیافراگم حاصل از عدد راهنما یا جداول، دخیل نیست.
      از این رو فلاش های جدیدتری معرفی شدند که به فلش های نسل دوم معروف شدند.روی این فلش ها حسگرهایی نصب بود که با خواندن نور بازگشتی از سوژه میزان تخلیه فلش را تنظیم می کرد.مثلا در شرایطی فقط از 50 درصد قدرت خود استفاده می کرد.فرآیند تشخیص فاصله بدین نحو است که فلاش آغاز به تخلیه نور می کند، انعکاس این نور به حسگر فلش رسیده و با محاسبه فاصله فلش تشخیص می دهد که آیا به زمان تخلیه فلش بیافزاید یا خیر.
      میزان نور خروجی مجذور فاصله نسبت مستقی دارد.مثلا اگر فاصله دو برابر شود، میزان نور خروجی باید 4 برابر شود.در فلاش نسل دوم سرعت تخلیه بیش از نسل قبل است.
      در این فلش ها می توان از حالت دستی و یا نیمه اتوماتیک استفده کرد.در حالت دستی مانند نسل قبلی فلش ها از جدول ارائه شده و عدد راهنما برای انجام تنظیمات استفاده می شود.اما در حالت نیمه اتوماتیک با مشخص کردن محدوده فاصله روی فلش (مثلا نزدیک، متوسط و دور)، دیافراگم متناسب با فاصله توسط فلش پیشنهاد می شود.
      این نوع فلش ها نیز مانند نسل قبل کاستی های اساسی دارند.اولا عکاس، محدود به استفاده از دیافراگم های معدودی است که فلاش پیشنهاد می دهد.بنابراین عکاس نمی تواند از طریق دیافراگم کنترل چندانی روی عمق میدان داشته باشد.از معایت دیگر این است که سنسور روی فلش نصب است و نمی تواند میزان افت نور در برخی از تجهیزات اپتیکی را در تنظیمات دخیل کند.
      مثلا اگر از فیلترهای ND استفاده شود، با چند برابر شدن افت نور در لنز مواجهیم که برای داشتن نور مناسب، نور فلاش نیز باید افزایش یابد اما از آنجا که فلش متوجه این موضوع نمی شود، میزان نور خروجی قبل و بعد از استفاده از فیلتر یکی است.
      از معایت دیگر این است که گاهی نورهای بازتابیده یا تابیده شده از اشیا دیگر، ممکن است حسگر فلاش را به اشتباه بیندازند.
      کاستی های فلش نسل دومم، سازندگان را بر آن داشت تا به فکر طراحی فلش های نسل سوم بیفتند.این نسل از فلش ها مجهز به سیستم Through the lens یا TTL هستند که توسط اتصالات الکترونیک در کفشک فلش، اطلاعات نوری خوانده شده توسط دوربین را نیز در محاسبات خود تاثیر داده و بسیاری از کاستی های نسل قبل را جبران می کند.

    4. Top | #14

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      343
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      نکاتی چند در مورد فلش ها

      -از آنجا که نور تابشی مستقیم به اجسام باعث تخت شدن تصویر(از بین رفته سایه روشن ها و در نتیجه حس سه بعدی در عکس ) می شود، می توان با قراردادن فلش در موقعیت های دیگری نسبت به دوربین تاثیر ناخوشایند تخت شدگی تصویر را به حداقل رساند.
      تجهزاتی وجود دارند که می توان فلش دوربین را با فاصله از دوربین نصب کرد و حتی همزمان از چند فلاش استفاده کرد.
      همچنین با تغییر زاویه نور تابیده شده از فلاش، از بازتاب نور فلاش به سوژه (مثلا سقف یا دیوار) می توان استفاده کرد.اکثر فلاش های امروزی قابلیت تغییر زاویه تابشی در راستای عمودی و افقی را دارا هستنداین عمل باعث تلطیف نور و از بین رفتن سایه های شدید هم می شود.البته باید توجه داشت که بسته به مورادی چون فاصله و رنگ جسم بازتاب دهنده، با افت نور مواجه خواهیم بود.
      برای تلطیف و کاهش سایه های تند می توان از پخش کننده های نور (Diffuser) نیز استفاده کرد. دیفیوزرها پوشش هایی هستند که مقابل منبع نور نصب می شوند و جهت تلطیف شدن نور و سایه های مور استفاده قرار می گیرند.
      از آنجا که فلش در کسر بسیار کوچکی از اثنیه نور خود را تخلی می کند، تغییر سرعت شاتر "در محدوده سرعت همزمانی " تغییری در میزان روشنایی حاصل از فلاش ندارد اما طبیعتا، از میزان نور حاصل از محیط می کاهد.
      -سیستم های تنظیم فلاش در میزان نور فلاش تاثیر می گذارد اما متغیر های دوربین مانند شاتر و دیافراگم را تحت تاثیر قرار نمی دهد.

      فلش حلقه ای و دوقلو

      فلش های بیرونی بر اساس کاربردشان در انواع مختلفی ساخته می شوند.از این انواع می توان به فلش های حلقه ای (Ring Flash) و فلش دوقلو (Twin Flash) اشاره کرد.این فلش ها قابلیت نصب روی لنز را دارند.نخستین کاربرد این فلش ها در عکاسی ماکرو می باشد.
      زیرا در عکاسی ماکرو، لنز به شوژه بسیار نزدیک است و ممکن است سایه دوربین و لنز روی موضوع بیفتد و مانع رسیدن نور فلش و نورهای محیطی شود.از این رو با نصب این فلش ها روی لنز و بسیار نزدیک به سوژه می توان این مشکل را رفع کرد.
      البته این گونه فلش ها مصارف دیگری هم دارند.مثلا فلش های حلقه ای به دلیل جلوه هایی که ایجاد می کند در عکاسی مد و پرتره بسیار محبوب هستند.

      فلش متر

      برای محاسبه دقیق میزان نور روی سوژه در زمان تخلیه فلش و در نتیجه محاسبه متغیرها از وسیله ای به نام فلش متر استفاده می شود.در واقع فلش متر نورسنجی است که قابلیت صادر کردن فرمان تخلیه فلش را داراست و در زمان تخلیه عمل نورسنجی را انجام می دهد.
      معمولا در زمانی که فلش به دوربین متصل نیست از این ابزار استفاده می شود.

      فیلترها

      فیلترها تجهیزاتی هستند که معمولا در بخش های اپتیکی عکاسی (مانند ابتدا یا انتهای لنز) نصب شده و طیف وسیعی از امکانات و جلوه های هنری و فنی را در اختیار عکاس قرار می دهند.برخی از فیلترها از میزان نور ورودی نمی کاهند در حالی که برخی دیگر باعث کاهش میزان نور ورودی به دوربین می شوند.
      تعدادی از فیلترها به دلیل نقش مهمی که در عکاسی ایفا می کنند بسیار رایج هستند.در این بخش به نمونه هایی از این فیلترها اشاره می شود.

      فیلتر فرابنفش Ultra Violet یا UV

      این فیلتر رایج ترین فیلتر در عکاسی است.وظیفه اصلی این فیلتر از بین بردن اثر اشعه فرابنفش است.اگرچه این اشعه نامرئی است اما فیلم و سنسور عکاسی را تحت تاثیر قرار داده و باعث مات شدگی عکس می شود.این فیلتر نور مرئی را به طور کامل عبور داده و اشعه ماورای بنفش را جذب می کند.فیلتر UV تقریبا همیشه قابل استفاده است.بنابرین بسیاری از عکاسان همیشه این فیلتر را روی لنزهایشان نگه می دارند.
      از محاسن دیگر فیلتر UV محافظت لنز است.این فیلترها نسبتا ارزان و قابل تعویض هستند.از آنجا که فیلتر UV روی لنز نصب می شود در شرایط خطرناک برای لنز (بادهای شنی، قرار گرفتن در معرض خراش و ضربه و...) ممکن است از آسیب مستقیم به لنز جلوگیری کنند.

      فیلتر کلوز آپ

      فیلترهای کلوز آپ، عدسی هایی هستند که در جلوی لنز نصب می شوند و باعث افزایش بزرگنمایی تصویر می شوند.از آنجا که از عدسی در این نوع فیلترها استفاده می شوند، گاهی لنز کلوز آپ هم نامیده می شود.
      علیرغم اینکه این فیلترها در تصویر پراش ایجاد کرده و با افت شارپنس همراه هستند، انواعی از آنها ارائه شده که تصاویری بسیار عالی ایجاد می کنند.

      فیلتر Neutral Density یا ND

      وظیفه اصلی این فیلترها کاهش میزان نور ورودی به دوربین است تا به عکاس این امکان را بدهد تا از دیافراگم های بازتر با سرعت های پایین تر استفاده کند.اما باید توجه داشت که این فیلترها، باعث هیچ گونه تغییر رنگی نمی شوند.
      معمولا این فیلترها با حروف ND و یک عدد جلوی نامشان مشخص می شوند.عدد مقابل حرف نشانه کسری از میزان نور است که توسط این فیلترها کاهش میابد. مثلا ND 2 به این معنی است که نور ورودی نصف شده و یک استاپ افت نور را ایجاد می کند و ND 4 نور ورودی را یک چاهرم کرده و 2 استاپ نور ایجاد می کند.
      می توان فیلترهای ND با قدرت های مختلف خریداری کرد و در صورت نیاز با نصب چندتا از آنها به میزان افت نور مورد نیاز دست پیدا کرد.
      قدرت کاهندگی نور در فیلترهای ND ممکن است به صورت یکنواخت در کل فیلتر باشد یا محدود به بخشی از این فیلترها باشد.به نوعی از این فیلترها که قدرت کاهندگی آن به تدریج از بخشی به بخش دیگر کاهش میابد، فیلتر Graduated ND گفته می شود.
      استفاده از این نوع فیلتر به ویژه برای زمانی مفید است که نور بخشی از تصویر نسبت به بخش های دیگر تفاوت عمده ای دارد و عکاس تمایل دارد که جزئیتا را در همه کادر ثبت کند، زیرا می دانیم که اگر تفاوت نورسنجی در بخش های یک تصویر بیش از 2 تا استاپ باشد، امکان ثبت همه جزئیات بسیار دشوار خواهد بود.

      فیلتر پولاریزر "Polarizer Filter"

      این فیلترها هم در عکاسی سیاه و سفید و هم رنگی کاربرد دارد.این گونه فیلترها با حذف نور قطبیده شده (معمولا حاصل از انعکاس ها و بخشی از نور تابیده شده از آسمان)، سه کاربرد عمده در عکاسی دارند :
      -حذف انعکاس حاصل از سطوح بازتاب دهنده (غیر فلزی) مانند سطح آب و شیشه.این امر باعث می شود که عکاس با تقلیل انعکاس حاصل از این سطوح، قادر به دیدن اشیاء در پشت آنها باشد.
      -تیره تر کردن آسمان.از آنجا که بخشی از نور تابیده شده از آسمان نور پولاریزه است، با استفاده از این فیلتر و حذف این نوع پرتوها می توان آسمان تیره تری داشت.
      حداکثر این تاثیر در زمانی است که راستای لنز عمود بر راستای تابش خورشید نسبت به عکاس باشد.
      -افزایش اشباع رنگ استفاده از این فیلترها در عکس های رنگی می تواند باعث افزایش غلظت یا اشباع رنگی شود.

    5. Top | #15

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      343
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      ادامه پست قبلی

      رایج ترین نوع فیلتر پولاریزه شامل دو فیلتر حلقوی بر روی هم است که عکاس با چرخانده فیلتر رویی می تواند میزان تاثیر این فیلتر را تنظیم کند.
      در مورد فلترهای پولاریزه باید به نکاتی چند توجه داشت از جمله :
      -عدم مرغوبیت فیلترها از تاثیر آن می کاهد.
      -این فیلترها 5-2، 1 استاپ افت نور ایجاد می کنند.
      -در لنزهایی با فاصله کانونی کمتر از 24 mm ممکن است پدیده Vignette (تیرگی در گوشه های تصویر) اتفاق بیافتد.
      -مساله مهم دیگر، این است که حلقه خارجی این نوع فیلترها فاید رزوه و امکان نصب فیلتری دیگر روی آن است.حال اگر در یک لنز خیلی واید فیلترهایی قبل از این فیلتر نصب شده باشد، ممکن است باعث از دست رفتن گوشه های تصویر (تونل دید) شود.بنابراین معمولا در لنزهای خیلی واید در صورت استفاده از فیلتر پولاریزه نمی توان از فیلترهای دیگر استفاده کرد.

      فیلترهای بهبود کنتراست

      این فیلترها به خصوص در عکاسی سیاه و سفید مورد استفاده قرار می گیرند و باعث تغییر کنتراست می شوند.مثلا فیلتر قرمز با جذب رنگ مکمل خود (فیروزه ای) باعث تیره شده آسمان می شود.
      همچنین از آنجا که در عکاسی سیاه و سفید طیف خاکستری حاصل از بعضی از رنگ های مختلف بسیار مشابه است، جهت روشن تر کردن خاکستری حاصل از یک رنگ از فیلتر با همان رنگ یا برای تیره تر کردن آن از فیلتری با رنگ مکمل استفاده می شود.
      مثلا اگر یک گل به رنگ قرمز با برگ های سبز موضوع عکاسی باشد، در عکس سیاه و سفید، هم گل و هم برگ با طیف خاکستری مشابهی دیده می شوند.لذا استفاده از فیلتر رنگ قرمز با عبور دادن قرمز و جذب نسبی بقیه طیف ها باعث روشن تر به نظر رسیدن گل نسبت به برگ می شود.
      در عکس زیر استفاده از فیلتر قرمز با جذب نور فیروزه ای آسمان (رنگ مکمل قرمز) باعث تیره شدن آسمان و در نتیجه افزایش کنتراست تصویر شده است.

      فیلترهای اصلاح رنگ Color Correction

      این فیلترها بیشتر برای ایجاد تراز سفیدی مورد استفاده قرار می گیرند.همانگونه که در بخش تراز سفیدی اشاره شده، اگر نور سفید نباشد رنگ نور در رنگ تصویر تاثیر می گذارد و استفاده از فیلترهای اصلاح رنگ معمولا جهت خنثی کردن این آثار است.
      به طور معمول، این فیلترها با اعداد و حروف مشخص می شوند (مانند A 80 و B 85) و خواص آنها بسته به کارخانه سازنده، با تغییر نام آنها تغییر می کند.بنابراین جهت استفاده مفید از این فیلترها باید به دستورالعمل سازنده آن مراجعه کرد.

      فیلتر Sky Light

      در ساعات اولیه صبح ممکن است نور طیفی آبی در سطح تصویر ایجاد کند.این فیلتر جهت خنثی کردن این طیف و نتیجتا گرم کردن تنهای تصویر، مورد استفاده قرار می گیرد.این فیلتر ته مایه ای از رنگ صورتی دارد.

    6. Top | #16

      عنوان کاربر
      نویسنده ارشد
      تاریخ عضویت
      08.07.2017
      شماره عضویت
      6
      نوشته ها
      343
      سپاس گذاری از این پست
      0
      سپاس گذاری شده 0 بار در 0 پست
      کنتراست لنز و خطاهای رایج

      هنگامی که از کنتراست محلی صحبت می شود همیشه یک علامت سوال بزرگ وجود دارد و آن اینست که در تمام شرایط واقعی عکاسی فلز و نقاب نوری بنوعی در عکس وجود دارد، تاثیر عوامل مختلف در میزان این مشکلات تا چه حد و به چه صورتی است.(نقاب نوری عبارت است یک تیرگی یا مه آلودگی کلی روی تصویر که به صورت یک نور مه مانند روی تمام تصویر پخش شده است.) با وجود تحقیقات علمی بسیار زیادی که بر روی این قضیه انجام شده است، هنوز به نظر می رسد که این موضوع را دقیقا نمی توان کمی نمود یا تاثیر دقیق آن را بر روی یک سیستم معین در شرایط کار واقعی پیش بینی نمود.(منظور از سیستم لنز دوربین،فیلم، لنز بزرگنمایی و کاغذ است). فلز همیشه حتی در یک جد بسیار کم وجود دارد، ولی در دو سیستم متفاوت و در شرایط مختلف ظهور آن به یک شیوه نیست.

      قبل از اینکه پوشش های روی لنز اختراع شود، فلز لنز یکی از عوامل تصمیم گیری در مورد کیفیت تصویر بود.بهترین لنزها معمولا آنهایی بودند که می توانستند با تعداد المانهای کمتری راندمان بالایی داشته باشند، زیرا در این صورت سطوح تماس هوا و شیشه آنها کمتر شده و فلز کمتر تولید می شد.
      در لنزهای مدرن امروزی پوشش روی لنز دارای اهمیت حیاتی می باشد، در واقع تمام لنزهای زوم و بسیاری از لنزهای چند المانی با پوشش های فراوان، بدون این پوشش ها در اغلب موارد عکاسی به درد نخور هستند.معمولا پوشش روی لنز است که تفاوت بین یک لنز عالی با یک متوسط را ایجاد می کند.
      آیا تا کنون دقت کرده اید که عکاسان اولیه 35 میلیمتری چقدر سعی می کرده اند از نور درخشان خورشید اجتناب نمایند.شاید با دیدن عکسها کسی فکر کند که تمام دهه 1940 هوا پوشیده از ابر بوده است!
      عکاسان دهه های 30 و 40 با آموزه های معلم تجربه، از راه های هوشمندانه بسیاری برای به حداقل رساندن فلر عکسهایشان در شرایط با استعداد فلر بالا استفاده می کرده اند.این تذکر آماتوری عکاسی که می گوید "هیچگاه در جهت تابش آفتاب عکس نگیر" از همین دوره بجای مانده است.این موضوع مربوط به دوره دوربینهای کوچک قبل از اختراع پوششهای چندگانه لنز است.

      اهمیت کنتراست لنز

      کنتراست کلی عبارتست از محدوده روشنترین تا تیره ترین طیق تصویر.
      رزولوشن عبارتست از توانایی لنز در تفکیک جزئیات ریز و کنتراست لنز عبارت از توانایی لنز در تمایز بین نواحی کوچک همسایه با تفاوت طیفی در پرینت نهایی، که مجموعا درک ما از بافت و سطح را ایجاد می کنند.کنتراست محلی عبارتست از توانایی لنز در تفکیک طیفهای مختلف در یک محدوده باریک.
      به نظر می رسد که کنتراست لنز در ساختارهای تقریبا درشت اولین عامل تصمیمم گیری در مورد کیفیت اپتیکال در لنز دروبین است.
      همچنین بسیار جالب است که کنتراست ظاهری لنز را می توان با روشهای دیجیتالی شبیه سازی نمود و این می تواند به عنوان ضعف عکاسی فیلمی مطرح شود که وابسته به نظر نهایی بیننده از چاپ می باشد.شارپ کردن تصویر تنها میکروکنتراست ظاهری را افزایش می دهد نه رزولوشن واقعی جزئیات را.اما روزولوشن ساختارهای خیلی ریز به کیفیت عکسهای چاپ شده کمک چندانی نمی کند و تنها وقتی صحبت از کیفیت لنز باشد به عنوان یک پارامتر مقایسه مهم می باشد.

      تفرق نور

      عکاسان اماتور بر اساس شنیده ها سعی می کنند بیشتر با دیافراگم f8 عکاسی کنند. ولی چرا f8؟
      وقتی دانشمندان در ابتدای پژوهش در مورد خواص نور بودند، فهمیدند که نوری که از یک سوراخ کوچک عبور می کند تصویر دقیقتر نسبت به نوری که از یک سوراخ بزرگتر می گذرد ایجاد می کند.به هر حال، این سوراخ تا حدی می تواند کوچک باشد که پدیده مزاحم تفرق نور که شارپنس سوراخ کوچک را در هم می ریزد ایجاد نشده باشد.

      تفرق نور هنگامی روی می دهد که امواج نور از میان یک سوراخ کوچک عبور نموده و نور نزدیک به لبه سوراخ خمیده شود.در مورد عکاسی سوراخ کوچک همان دیافراگم یا پرده شاتر است و هرچه که دیافراگم کوچکتر باشد تفرق نور نقش بیشتری در بر هم زدن شارپنس دیافراگم های کوچک بازی می کند.
      برای بررسی این موضوع یک سری عکسهای آزمایشی از بازترین دیافراگم تا بسته ترین دیافراگم گرفته شده است.با دقت در این عکسها می توان دید که با بستن دیافراگم تصاویر بهبود می یابد تا به دیافراگم f5.6 یا f8 برسیم و بعد از آن هرچه دیافراگم را بشتر ببندیم کیفیت بتدریج کاهش بیشتری پیدا می کند.با مقایسه یک عکس در f22 گرفته شده با همان عکس در f2.8 مشاهده می شود که تصویر در هر دوی این دیافرگام ها نسبت به دیافراگم های متوسط دارای روزولوشن ضعیفتری است.

      اعوجاج تصویر

      یکی از مشخصات تعیین کننده لنز این است که تصویر ایجاد شده روی فیلم یا سطح سنسور نسبت به خود اشیاء و سوژه ای درارای چه حد از اعوجاج است.این مشخصه نیز عملکرد لنز در لبه ها را نشان می دهد.انحراف مثبت به عنوان انحراف بالشتکی معروف است که خطوط صاف در لبه عکس به سمت داخل خمیده می شوند، مثل اینکه لبه ها فشرده شده باشد، و انحراف منفی با نام انحراف خمره ای نامیده می شود و لبه ها به سمت بیرون خمیده می شوند، همانند یک خمره که به سمت بیرون خمیدگی دارد.
      لنزهای زوم اغلب در انتهای محدوده واید لنز دارای مشکل انحراف خمره ای و در انتهای محدوده تله لنز دارای انحراف بالشتکی هستند.مثلا لنز پر کاربرد 200-80 mm وقتی روی یک شی بصورت والید و تله کامل فوکوس می کنیم دارای این انحرافات می باشد.برای دیدن این تغییرات حتی نیاز به گرفتن عکس هم نیست و این مشکلات در منظره یاب دوربین نیز بخوبی مشاهده می شود.البته خود منظره یاب ها هم مشکلات اعوجاج مربوط به خودشان را دارند.

      انحنای تصویر

      این مشکل هنگامی پدیدار می شود که مرکز تصویر در فوکوس بوده و لبه های ان خارج از فوکوس است و بر عکس.این مشکل از انجا ناشی می شود که ما می خواهیم یک شی 3 بعدی را روی یک سطح دو بعدی فیلم یا سنسور تصویر نماییم.
      چون در حالت عادی تصویری که یک عدسی تشکیل می دهد، روی یک سطح خمیده تشکیل می شود و نمی توان این تصویر را درون یک صفحه صاف قرار داد.برای حل این مشکل در لنزها علاوه بر استفاده از المانهای مختلف با اشکال و انحناهای مختلف، همیشه سعی می شود کادر ثبت شده روی فیلم یا سنسور در مرکز دایره تصویر تشکیل شده توسط لنز باشد.چون این انحنا در مرکز دایره تصویر بیشتر بوده و هرچه از مرکز دور شویم تصویر بیشتر خارج از فوکوس و خمیده می شود.



    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    فیلمبرداری و عکاسی حرفه ای تدوین دیجیتال سینمایی ، کرین ، پروجیپ ، استدی کم ، هلی شات و دیگر تجهیزات روز با جدیدترین متود ها ، مدل ها و پوز ها آماده میزبانی از جشن ها و مراسم های شما عزیزان به بهترین نحو میباشیم. بهمراه جدیدترین دکور های روز وایت روم و بلک روم با جدیدترین متود های ادیت عکس آتلیه کودک با جذاب ترین وسایل برای هرچه زیباتر شدن عکس فرزندان شما

    طراحی و پشتیبانی : Mohsenx2